من لدن

لغت نامه دهخدا

من لدن. [ م ِ ل َ دُ ] ( ع حرف جر + اسم ) از نزد. از جانب و در شواهد زیر مقصود خداست، مخفف من لدن حکیم علیم، یا من لدن حکیم خبیر، چنانکه در سوره نمل آیه 6 و سوره هود آیه 1 آمده است:
پس دهان دل ببند و مهر کن
پر کنش از باد کبر من لدن.مولوی.کسب کن سعیی نما و جهد کن
تا بدانی سر علم من لدن.مولوی.باز آمد کای محمد عفو کن
ای ترا الطاف علم من لدن.مولوی.

فرهنگ عمید

۱. از نزد، از جانب.
۲. [مجاز] از جانب خدا، دارای جنبۀ الوهی.

فرهنگ فارسی

از نزد از جانب
از نزد از جانب و در این ترکیب مقصود از نزد و یا از جانب. خداست.

جمله سازی با من لدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میشود آخر دلت غواص بحر من لدن بس در و گوهر که از چشم بر آب انداختی

💡 ای دریغ آن گنج علم من لدن که بخواهد کند، دونانش ز بُن

💡 کامش ز میوه شجر علم من لدن شیرین کند به پیروی آل مصطفی

💡 مشکل گشای خلق که از علم من لدن هر مشکلی که بود بشرح و بیان گشاد

💡 معجزات انبیا و سر علم من لدن حرفی از دیوان سحر غمزه جادوی اوست

💡 هست جانم قابل اسرار علم من لدن می‌توانم خویش را تا جنت الماوا کنم

مکتوب یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز