مرقعپوش به شخصی گفته میشود که لباس مرقع بر تن دارد، یعنی جامهای که از تکهپارچههای مختلف و وصلهدار دوخته شده است. این نوع لباس در سنتهای کهن، بهویژه در میان درویشان و صوفیان، به عنوان نشانهای از سادهزیستی و دوری از تجمل مورد استفاده قرار میگرفت. مرقع در اصل به معنای خرقهای است که از وصلهها و تکههای پارچههای گوناگون تشکیل شده و ظاهر یکدست و رسمی ندارد. از این رو، مرقعپوش به کسی اطلاق میشود که چنین لباس ژندهنما و سادهای را میپوشد. در فرهنگ عرفانی، این پوشش نمادی از ترک دلبستگی به دنیا و پذیرش فقر اختیاری محسوب میشد. به همین دلیل، مرقعپوش گاهی به صورت کنایی برای اشاره به درویش یا صوفی به کار میرود. این واژه علاوه بر معنای ظاهری، بار معنایی فرهنگی و معنوی نیز دارد و به سبک زندگی زاهدانه اشاره میکند. در ادبیات فارسی، مرقعپوشان اغلب به عنوان اهل سلوک و اهل طریقت معرفی شدهاند که به ظاهر ساده و بیپیرایه توجه دارند. در مقابل لباسهای فاخر و اشرافی، مرقع نماد فروتنی و بیاعتنایی به زرقوبرق دنیا دانسته میشود. در مجموع، مرقعپوش هم به معنای پوشنده لباس وصلهدار است و هم کنایهای از درویش و صوفی در سنتهای عرفانی به شمار میآید.
مرقع پوش
لغت نامه دهخدا
مرقعپوش. [ م ُ رَق ْ ق َ ] ( نف مرکب ) مرقع پوشنده. پوشنده مرقع. آن که مرقع به تن کند:
گرسگی خود بود مرقعپوش
سگ دلی را کجا کند فرموش ؟نظامی.گر وصل منت باید ای پیرمرقعپوش
هم خرقه بسوزانی هم قبله بگردانی.عطار.|| کنایه از فقیر. ( آنندراج ). || کنایه از درویش.
فرهنگ عمید
۱. کسی که مرقع بر تن می کند.
۲. [مجاز] درویش، صوفی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- پوشیدن مرقع. ۲- تصوف.
جمله سازی با مرقع پوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دید شهزاده مرقع پوش چند گفت ایشان مردم صوفی وشند
💡 آنی که خرقه ضرب کند هر سپیده دم این گنبد مرقع پوش از سماع تو
💡 چل مرقع پوش را دیدم به راه جان بداده جمله بر یک جایگاه
💡 گوشه گیران مرقع پوش را بت پرست عشق و رسوا می کنی