متواریک
مترادفها
پنهان، مستور، مخفی
متضادها
آشکار، عیان، نمایان
لغت نامه دهخدا
متواریک. [ م ُ ی َ ] ( ق ) ( از متواری + -َ ک ) کمی پنهان. نهانک. متواری گونه:
دوش متواریک به وقت سحر
اندرآمد به خیمه آن دلبر.فرخی ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 124 ).
فرهنگ فارسی
۱ - متواری خرد و کوچک.۲ - متواری گونه: دوش متواریک بوقت سحر اندر آمد بخیمه آن دلبر. ( فرخی )
جمله سازی با متواریک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوش متواریک بوقت سحر اندر آمد به خیمه آن دلبر
💡 مهمان تو خواهم آمدن جانانا متواریک وز حاسدان پنهانا
💡 مهمانِ تو خواهم آمدن جانانا متواریک و ز حاسدان پنهانا