متقدمی
متضادها
متأخری، عقبمانده
لغت نامه دهخدا
متقدمی. [ م ُ ت َ ق َدْ دِ ] ( حامص ) پیشی. تقدم. مقابل متأخری ( تأخر ): پیدا کردن حال متقدمی و متأخری که پیشی و سپسی بود. ( دانشنامه علائی، از فرهنگ فارسی معین ).
جمله سازی با متقدمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هو حبشی بن داود، من مشایخ البغداد بین من متقدمی مشایخهم