متحف

مترادف‌ها

موزه

لغت نامه دهخدا

متحف. [ م ُ ح ِ ] ( ع ص ) تحفه دهنده. ( آنندراج ) ( غیاث ). بخشنده و انعام دهنده. ( ناظم الاطباء ): چون واجب است که تحف و هدایا مناسب متحف و مهدی باشد. ( تجارب السلف چ اقبال ص 2 ).
متحف. [ م ُ ح َ ] ( ع ص ) تحفه کرده شده. ( آنندراج ) ( غیاث ). عطا کرده شده و بخشیده شده و نیاز شده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

تحفه دهنده.

جمله سازی با متحف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «سلامی که به محبت مشحون و پیامی که به مودت مقرون باشد به حضرت جنت حضرت اسلام پناه سلطنت دستگاه، المنظور با نظار الملک الاله، مبارز الدولة و السلطنة و الدنیا و الدین سلطان سلیم شاه ایده الله بالدوله الابدیه و ادامه بالسعادة السرمدیة متحف و مهدی داشته آرزومند شناسند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران