لغت نامه دهخدا
لیپان. ( اِ ) لیپا. کیپا. شیردان. ( شعوری ). ظاهراً مصحف «کیپان ».
لیپان. ( اِ ) لیپا. کیپا. شیردان. ( شعوری ). ظاهراً مصحف «کیپان ».
کیپا. شیردان.
💡 بعدتر، جان بیلور برای رسیدگی به امور سرخپوستان در منطقه جک به مأموریت گماشته شد و از سال ۱۸۵۶ تا زمان برکناریاش یعنی مارس ۱۸۵۷ در آنجا فعالیت میکرد. وی در شمار یکی از منتقدان فرماندار سم هیوستون قرار داشت که معتقد بود او آنطور که شایستهاست از ساکنان تگزاس شمالی در مقابل کومانچیها و آپاچیهای لیپان دفاع نمیکند.