لیدیان

مترادف‌ها

لیدیایی

لغت نامه دهخدا

لیدیان. ( اِخ ) ناحیتی به آسیای صغیر. ( ایران باستان ج 2 ص 1472 ).

جمله سازی با لیدیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسی مرد از لیدیان کشته شد بخاک و بخون لشگر آغشته شد

💡 هو خشتر چو بشنید خوداین خبر بگفتا کشم لیدیان سربسر

💡 دیری نپایید که کوروش از سارد دور شد و پاکتیاس باعث شد که لیدیان علیه تابالوس و کوروش قیام کنند و به سمت پایین دریا رفت، آنجا که تمام طلای سارد قرار داشت، سربازانی را استخدام کرد و مردان ساحل را ترغیب کرد که به ارتش او بپیوندند. سپس به طرف سارد حرکت کرد، او در آکروپولیس تابالوس را به دام انداخت و او را در آنجا محاصره کرد.

💡 شه لیدیان گفت من جنگ را گزینم اگر، به که این ننگ را

💡 تمدن لیدیان یکی از قدرتمندترین امپراتوری‌های باستانی در منطقه آناتولی بود که به دلیل استفاده از سکه‌های طلایی در تجارت بسیار مشهور شد.

💡 باستان‌شناسان در طول دهه‌های اخیر، آثار ارزشمند و بسیار قدیمی از فرهنگ و هنر مردم لیدیان را در مناطق مختلف ترکیه کشف کرده‌اند.

💡 هنر و معماری سبک لیدیان تأثیرات عمیقی بر تمدن‌های همسایه خود گذاشت و باعث شکوفایی بسیاری از فعالیت‌های هنری در آن دوران گردید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران