لغت نامه دهخدا
لوذان. [ ل َ ] ( ع اِ ) کرانه چیزی. || ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ). جایگاهی است در شعر راعی:
قلیلاً کلا و لا بلوذان اما حلللت بالکراکر.( از معجم البلدان ).
لوذان. [ ل َ ] ( ع اِ ) کرانه چیزی. || ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ). جایگاهی است در شعر راعی:
قلیلاً کلا و لا بلوذان اما حلللت بالکراکر.( از معجم البلدان ).
کرانه چیزی. یا موضعی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابن حجر عسقلانی درباره مادر حسان بن ثابت مینویسد: «فریعه دختر خالدبن قیس بن لوذان از قبیله خزرج بود که پیش از ثابت به همسری چهار تن دیگر در آمده بود. وی اسلام را دریافت و مسلمان شد.»