لغت نامه دهخدا
لوح طلسم. [ل َ / لُو ح ِ طِ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) صفحه مس یا برنج و یا کاغذ و غیره که در آن وجه گشادن طلسم و حقیقت آن کنده و یا نوشته و پنهان کرده باشند. ( آنندراج ). لوحی باشد که طریق گشادن طلسم بر آن تحریرکرده در میان طلسم تعبیه کنند. ( غیاث ):
ز بس غبار کدورت ز آسمان دیدم
به زیر خاک چو لوح طلسم پیچیدم.شفیع اثر.