💡 شدت عشق لوثین به برن آنقدر زیاد بود که به محض اینکه خبر مرگ برن به او رسید، او نیز بر روی زمین خوابید و از دنیا رفت. روح او به تالارهای ماندوس رفت. در آنجا او این اجازه را پیدا کرد که نزد ماندوس والار برود و از او یک درخواست بکند. هم برن و هم لوثین این اجازه را یافتند که عمری دوباره داشته باشند، اما هر دوی آنها به مرگ انسانی دچار میشدند و روحشان به آنطرف دیوارهای آردا به محلی ناشناخته میرفت.
💡 لوثین برای برن یک پسر به دنیا آورد، که دیور نامیده شد، به معنای «وارث تینگول»، و گفته میشود که یکی از زیباترین انسانهایی بوده که تا آن زمان قدم به آردا گذاشتهاست زیرا خون الفها و آینور در بدن او جاری بود. خون برن و لوثین که نماینده ای از الداها و اداین بودند در تمام نوادگانشان به ارث رسید. سرانجام برن و لوثین با یکدیگر در تال گالن برای همیشه چشم از جهان فرو بستند. شمشیر برن داگمور نام دارد.
💡 پس از گذشت دورانها، حدود ۶۰۰۰ سال بعد (عصر سوم خورشیدی) از نسل ان دو فقط یک اراگورن (از مردان کوهستانی) و آرون (یکنیمه الف) باقی ماند؛ که آنها نیز بعد از نابودی حکومت دومین ارباب تاریکی سائورون خادم مورگوت، با یکدیگر ازدواج کردند و نسل برن و لوثین ادامه یافت.
💡 برن و لوثین دوباره زنده شدند و در تال گالن در میانه رودخانه آدورانت در اوسیریاند زندگی کردند. در آنجا آنها از موجودات فانی دیگر جدا بودند؛ برن تنها در یک اتفاق در دوران اول دوباره شرکت کرد و آن زمانی بود که برای از بین بردن گروه دورفهایی که دوریات را نابود کرده و گردنبند ناگلامیر (که سیلماریل در آن جاسازی شده بود) را دزدیده بودند به دوریات رفت.