لغت نامه دهخدا
( لعیة ) لعیة. [ ل َ عی ی َ ] ( ع اِ ) سوزنی در قافیه این صورت را بجای لعیعه آورده است. رجوع به لعیعة شود. و در بحرالجواهر لعیقه آمده است و آن ظاهراً سهو کاتب و صحیح لعیعة است.
( لعیة ) لعیة. [ ل َ عی ی َ ] ( ع اِ ) سوزنی در قافیه این صورت را بجای لعیعه آورده است. رجوع به لعیعة شود. و در بحرالجواهر لعیقه آمده است و آن ظاهراً سهو کاتب و صحیح لعیعة است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شوهر دوم او ابو روحم بن عبدالعزا از قبیله عامر بن لعیه قریش بود. پسرشان ابو صبره نام داشت.