قصه کوتاه

لغت نامه دهخدا

قصه کوتاه. [ ق ِص ْ ص َ/ ص ِ ] ( شبه جمله ) قصه کوته. القصه. ( آنندراج ). معالقصه. الحاصل. ( آنندراج ). خلاصه. مخلص. مخلص کلام. باری.سخن مختصر. ( آنندراج ). سخن کوتاه. ( آنندراج ). این را در وقتی گویند که خواهند سخن را به پایان رسانند ومجمل بیان نمایند. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ).

فرهنگ فارسی

قصه کوته خلاصه مخلص

جمله سازی با قصه کوتاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جلوه گر در بلند و پست تویی قصه کوتاه هر چه هست تویی

💡 هر کس ز سر قیاس چیزی گفتند معلوم نگشت و قصه کوتاه نشد

💡 جامی اطناب در سخن نه سزاست قصه کوتاه کن که وقت دعاست

💡 درازی این قصه کوتاه کردم همه در بقای تو بادا درازی

💡 به تاریخش رقم کن قصه کوتاه ریاست نالد از مرگ رئیس آه

💡 چون روز وصال قصه کوتاه کنیم شب‌های دراز دردمندان دیدیم