قشلاق کردن

مترادف‌ها

کوچ کردن

متضادها

ییلاق کردن

لغت نامه دهخدا

قشلاق کردن. [ ق ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) تشتی. تشتیه. مقابل ییلاق کردن.

جمله سازی با قشلاق کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کومر پس از ۲۰ سال دریانوردی، مبدل به ناخدای اولین کشتی خود در ۱۸۹۵ میلادی شد. از ۱۸۹۵ تا ۱۹۱۲ میلادی، کومر طی شش سفر صید نهنگ در خلیج هادسون شامل قشلاق کردن در «روز ولکام ساوند» در «ارا» (که در ۱۹۰۶ در نیوفاندلند غرق شد) (ابر، ۱۹۸۹، صفحه ۲۵) و «ای تی گیفورد» به مهارت رسید.

💡 عشایر سنتی در فصل‌های بسیار سرد سال، با جمع‌آوری دام‌های خود به سمت مناطق گرم‌تر حرکت می‌کنند تا برای فصل زمستان قشلاق کنند.

💡 سنت قشلاق کردن برای بسیاری از اقوام کوچ‌نشین، تنها یک فعالیت اقتصادی نیست بلکه بخشی از فرهنگ و هویت اصیل آن‌ها محسوب می‌شود.

💡 کوچ از ییلاق به سوی مناطق پایین‌دست برای قشلاق کردن، نیازمند برنامه‌ریزی بسیار دقیق بر اساس تغییرات اقلیمی و منابع آبی منطقه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران