فوقه

لغت نامه دهخدا

( فوقة ) فوقة. [ ق َ ] ( ع اِ ) سوفار تیر. ( منتهی الارب ). || ( ص ) بلندبالای برهم و مضطرب خلقت. ( منتهی الارب ).
فوقة. [ ف َ وَ ق َ ] ( ع اِ ) ادیبان و خطیبان. ( منتهی الارب ). ج ِ فائق است. ( اقرب الموارد ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی فَوْقِهِ: بالای آن - بالاتر از آن
ریشه کلمه:
فوق (۴۳ بار)ه (۳۵۷۶ بار)

جمله سازی با فوقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و بروایت ابو هریرة مصطفی گفت «انّ فی الجنّة مائة درجة اعدّها اللَّه للجاهدین فی سبیله، بین کلّ درجتین کما بین السّماء و الارض، فاذا سألتموا اللَّه، فاسألوها الفردوس فانّه وسط الجنّة و اعلی الجنة و فوقه عرش الرحمن و منه تفجّر انهار الجنّة»

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران