فوقع
واژه «فوقع» در زبان عربی ترکیبی از حرف «فـ» به معنای «پس» و فعل ماضی «وقع» به معنای «رخ دادن، افتادن یا واقع شدن» است که در کنار هم معنای «پس واقع شد»، «پس اتفاق افتاد» یا «پس به وقوع پیوست» را میرساند. این واژه در متون عربی برای بیان وقوع قطعی یک رویداد پس از مقدمه یا رویداد قبلی به کار میرود و نقش تأکیدی در توالی حوادث دارد. از نظر کاربرد، «فوقع» معمولاً در روایتهای تاریخی، ادبی و قرآنی یا متون کهن دیده میشود که در آنها ترتیب زمانی وقایع اهمیت دارد. این ترکیب زبانی کمک میکند تا نویسنده یا گوینده نشان دهد که حادثهای به صورت حتمی و غیرقابل انکار رخ داده است. در برخی ساختارهای مشهور مانند «فوقع ما وقع» که به معنای «پس آنچه باید رخ میداد، رخ داد» است، این عبارت برای تأکید بر وقوع قطعی، کامل و غیرقابل بازگشت یک رویداد به کار میرود. چنین عبارتی بار معنایی خاصی دارد و بیشتر برای بیان نتیجهای قطعی یا سرنوشتساز استفاده میشود. از نظر دستوری، «فـ» در ابتدای آن نقش ربط و ترتیب را ایفا میکند و فعل «وقع» اصل معنای وقوع را منتقل میسازد. این ساختار یکی از نمونههای رایج در زبان عربی فصیح است که در آن با استفاده از حروف ربط، پیوستگی معنایی میان جملات ایجاد میشود. در متون ادبی، استفاده از «فوقع» به روایت حالتی رسمی و دقیق میبخشد و روند وقایع را منسجمتر نشان میدهد. در مجموع، این کلمه به معنای «پس اتفاق افتاد» یا «پس رخ داد» است و برای بیان وقوع قطعی و نهایی یک رویداد در زبان عربی به کار میرود.
مترادفها
افتاد، واقع شد
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ف (۲۹۹۹ بار)وقع (۲۴ بار)
جمله سازی با فوقع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همانست که در سورة الملائکة گفت: لا یُقْضی عَلَیْهِمْ فَیَمُوتُوا ای لا ینزل علیهم الموت. ششم بمعنی وجوب است چنان که در سورة هود گفت: وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ ای وجب العذاب فوقع بقوم نوح، و در سورة مریم گفت.