لغت نامه دهخدا
فلک ده. [ ف َ ل َ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان رشت که دارای 768 تن سکنه است. آب آن از استخر محلی و محصول عمده اش برنج و چای و ابریشم است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
فلک ده. [ ف َ ل َ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان رشت که دارای 768 تن سکنه است. آب آن از استخر محلی و محصول عمده اش برنج و چای و ابریشم است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
دهی است از بخش مرکزی شهرستان رشت.
دهی است جزو دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت ۵ کیلومتری جنوب غربی شهر رشت و یک کیلومتری راه فرعی آقاسید شریف جلگه و معتدل و مرطوب ۷۶۸ تن سکنه استخر محلی محصول برنج چای ابریشم شغل زراعت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرقه فلک ده شاخ از او برج قمر سوراخ از او وای ار بیفتد در کفش چون من سلیمی سادهای
💡 سرخاب رخ فلک ده از می گو آبله از رخان فرو ریخت
💡 گفت ای نور دو عالم ذات تو نه فلک ده یک زنه آیات تو