فضل کردن

لغت نامه دهخدا

فضل کردن. [ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لطف کردن. عنایت کردن. توجه کردن:
فضل کن، مگذارکز مشتی خسیس
چون منی در دور تو باشد حزین.خاقانی.خدایا فضل کن گنج قناعت
چو بخشیدی و دادی ملک ایمان.سعدی. || بخشیدن. احسان:
ای صاحب مال فضل کن بر درویش
گر فضل خدا همی شناسی بر خویش.سعدی. || رحمت کردن. بخشاییدن:
چون تو خجل وار برآری نفس
فضل کند رحمت فریادرس.نظامی.رجوع به فضل شود.

فرهنگ فارسی

لطف کردن. عنایت کردن

جمله سازی با فضل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو را می سزد دعوی فضل کردن که داری به دعوی زگفتار برهان

💡 و گفته اند فضل کردن است و خویشتن اندر آن نادیدن.

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز