فزاینده مهر

لغت نامه دهخدا

فزاینده مهر. [ ف َ ی َ دَ / دِ م ِ ] ( ص مرکب ) آنکه مهر افزاید و دوستی را برانگیزد:
بدو گفت شاه، ای فزاینده مهر
که گفت این ترا؟ گفت بوزرجمهر.فردوسی.رجوع به فزاینده شود.

فرهنگ فارسی

آنکه مهر افزاید و دوستی را برانگیزد.

جمله سازی با فزاینده مهر

💡 کنیزی بدم چنگساز از چگل فزاینده مهر و رباینده دل

💡 بدو گفت شاه ای فزاینده مهر که گفت این تو راگفت بوزرجمهر