فرهنگ دان

لغت نامه دهخدا

فرهنگ دان. [ ف َ هََ ] ( نف مرکب ) عالم. خردمند. دانشمند:
شاه فرهنگ دان شعرشناس
بیش از آن داستان که بود قیاس.نظامی.رجوع به فرهنگ شود.

فرهنگ فارسی

عالم. خردمند

جمله سازی با فرهنگ دان

💡 شاه فرهنگ دان شعر شناس بیش از آن دادشان که بود قیاس

💡 نادیده تخت ملک سعادت چنو ملک فرهنگ دان و زیرک و بازیب و فرّ و هنگ

💡 مر او را همه کس همی خواند دیو از او گشت فرهنگ دان با غریو

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز