فردمی

لغت نامه دهخدا

فردمی. [ ف َ دَ ] ( ص نسبی ) منسوب به بنی الفردم که بطنی است از تجیب. ( سمعانی ).
فردمی. [ ف َ دَ ] ( اِخ ) رباح بن ذؤابةبن رباح بن عقبةبن عبداﷲ تجیبی الفردمی المصری. از سالم بن غیلان روایت کند و از او ابن عفیر روایت دارد. ( لباب الانساب ).

جمله سازی با فردمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر به مال و ملک و ثروت فردمی من دهانت را پر از زر کردمی