پیش فاکتور

مترادف‌ها

پیش‌فاکتور

متضادها

پس فاکتور

فرهنگ معین

(تُ ) [ فا - انگ. ] (اِ. ) برگه ای که نشان می دهد فروشنده آمادگی فروش کالایی را به بهای اعلام شده دارد.

ویکی واژه

فا -
برگه‌ای که نشان می‌دهد فروشنده آمادگی فروش کالایی را به بهای اعلام شده دارد.

جمله سازی با پیش فاکتور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تابعی که این احتمال را مشخص می‌کند نمی‌تواند تنها با کمک قوانین ترمودینامیکی استخراج شود و شکل قانون وین تنها برای فرکانس‌های بالا معتبر است. او چنین فرض کرد که انرژی میانگین برای مدهای فرکانس بالا تحت تأثیر یک پیش فاکتور شبه- بولتزمان تضعیف می‌شوند. این مقدار در اصل کلاسیک تقسیم مساوی انرژی برای مدها که با

💡 قبل از نهایی کردن هرگونه قرارداد تجاری بزرگ، شرکت‌ها معمولاً یک پیش فاکتور شامل جزئیات قیمت و کالاها برای مشتری ارسال می‌کنند تا مورد تایید قرار گیرد.

💡 لطفاً پس از بررسی دقیق لیست قیمت‌ها و موجودی کالاها در پیش فاکتور ارسالی، نظر خود را برای ثبت سفارش نهایی به بخش فروش اعلام کنید.

💡 حسابدار شرکت تاکید داشت که تمامی پیش فاکتورهای صادر شده باید با دقت بسیار بالایی با اسناد رسمی و قیمت‌های مصوب سال جاری مطابقت داشته باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران