«یک لختی» صفتی است به معنای یکپارچه و یکدست بودن چیزی، یعنی چیزی که چند بخش و تکه جدا از هم نداشته باشد و همه اجزایش به صورت یکنواخت در کنار هم قرار گرفته باشند. این واژه برای توصیف حالتی به کار میرود که در آن اختلاف، دوگانگی یا چندپارگی دیده نشود و ساختار آن ساده و همگون باشد. وقتی میگویند چیزی «یک لخت» است، منظور این است که شکل، بافت یا حالت آن از آغاز تا پایان تغییر زیادی ندارد و به صورت یکسان ادامه پیدا میکند. این کاربرد میتواند درباره اشیاء، سطح زمین، پارچه، یا حتی حالتهای ذهنی و رفتاری هم به کار رود. در متون ادبی نیز «یک لختی» گاهی در برابر «دولختی» آمده تا بر نبود دوگانگی و یکنواختی تأکید کند. بنابراین مفهوم اصلی این واژه بر یکدستی، یگانگی و نبود تکهتکه بودن استوار است. این اصطلاح بیشتر رنگ و بوی ادبی و کهن دارد و در زبان امروز کمتر به کار میرود. با این حال معنای آن برای فهم متون قدیمی اهمیت دارد. به طور خلاصه «یک لختی» یعنی حالتی که چیزی کاملاً یکپارچه و بدون چندبخشی باشد.
یک لختی
لغت نامه دهخدا
یک لختی. [ ی َ/ ی ِ ل َ ] ( ص نسبی ) یک لخت. بر یک نهاد:
یک لختی از آن نیم در این سیر
کآمد چو در دولختی این دیر.نظامی.رجوع به یک لخت شود.
فرهنگ فارسی
یک لخت بر یک نهاد
جمله سازی با یک لختی
💡 پنبه می چسباند یک لختی اگر بر سر لختش زدی ضرب دگر