یارق

لغت نامه دهخدا

یارق. [ رَ ] ( معرب، اِ ) یاره. ( دهار ). معرب یاره، دستیانه. ( از منتهی الارب ). یاره که دستیانه باشد یا دستیانه پهن. ( آنندراج ). یارق فارسی معرب و اصل آن یاره است و آن سوار باشد عربان یارق را به کار برده اند، چنانکه شبرمةبن الطفیل گوید:
لعمری لظبی، عندباب ابن محرز
اَغن علیه الیارقان مشوف.( المعرب جوالیقی ص 358 ).دستوانه زنان. دستبند. منگل. دستینه. دستینج. یارج. رجوع به یارج ویاره شود.
یارق. [ رُ ] ( ترکی، ص ) روشن و سفید. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). یاره.
یارق. [ رُ ] ( اِخ ) در مجمل التواریخ آمده است: و پسرزادگان شمعون و یهودا پیشرو بنی اسرائیل بودندو به حرب کنعانیان [ و فرزیان ] رفتند و به یارق از ایشان ده هزار مرد بکشتند و پادشاه [ یارق ] را اسیر گرفتند. ( ص 140 ). و در صفحه 41 آرد: و تا غارت و بند کردن [ بنی ] اسرائیل دیگر بار بیست سال. در پرداختگی از حرب چهل سال [ بعد ] آن است که زنی ملکت بگرفت از نژاد پیغامبران، و مردی یارق نام او در این مدت تدبیر مملکت همی کرد.

فرهنگ فارسی

روشن و سفید یاره

جمله سازی با یارق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل فشان قرن یارق پدیده‌ای آتشفشانی طبیعی بوده و در گذشته از دهانه آن به جای مواد مذابی و گدازه گل همراه گاز از ان خارج می‌شده‌است.

💡 تپه سدهٔ یارق در شهرستان ترکمن، بخش گمیشان، روستای سقر تپه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۸۷۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز