گردباف

لغت نامه دهخدا

گردباف. [ گ ِ ] ( اِ مرکب ) حاشیه باف. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) حاشیه باف.

جمله سازی با گردباف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در شهریور ۱۳۶۲ نیز منوچهر شیرازی به جرم گران فروشی نخ و تقلب در صدور حواله و مهر اتحادیه کشباف رسته گردباف به حکم دادگاه امور صنفی تهران به اعدام محکوم شد.

💡 شکم عنکبوت‌ها دارای زائده‌هایی است که به اندام‌هایی ریسنده تغییر یافته و ابریشم عنکبوت را از شش نوع غده خارج می‌کند. تار عنکبوت از نظر اندازه، شکل و مقدار نخ چسبناک استفاده‌شده بسیار متفاوت است. اکنون به‌نظر می‌رسد که تار به‌صورت گوی مارپیچی ممکن است یکی از اشکال اولیهٔ تار عنکبوت باشد و عنکبوت‌هایی که تارهای درهم را تولید می‌کنند، فراوان‌تر و متنوع‌تر از عنکبوت‌های گردباف هستند. گروه‌های اصلی عنکبوت‌های کنونی، رتیل‌ریختان و تارتنک‌ریختان، نخستین بار در دورهٔ تریاس و بیش از ۲۰۰ میلیون سال پیش، پدید آمده‌اند.

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز