پرباری

لغت نامه دهخدا

پرباری. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پُربار. پرمیوگی. || پرغشی. پرشاری. مقابل کم باری و خلوص.

جمله سازی با پرباری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دهه بعد از صدور فرمان آنتونین، دوره کلاسیک در اثر تلاش سه حقوقدان (که در سال‌های بعد برجسته‌ترین آن‌ها بودند) یعنی پاپینیان، پل و اولپیان به اوج خود رسید. هر کدام از آن‌ها بالاترین منصب امپراتوری یعنی پراتوری کامل را برعهده داشتند و هم مسئول اصلی امور حقوقی امپراتور هم رئیس نیروهای او بودند. آنان همچنین مطالب غنی، فراوان و پرباری در زمینه حقوق به رشته تحریر درآوردند.

💡 سال ۱۳۲۸ برای کاظمی سال پرباری بود، او در این سال ره‌آورد سفر کردستان را در گالری آپادانا به نمایش گذاشت. در نمایش «در راه مهر» نیز نقشی را ایفا نمود و چون این نمایش‌نامه را بسیار زیبا یافت، آن را به تصویر کشید که در اسفندماه همان سال، این تصاویر همراه با بخشی از متن نمایش‌نامه در روزنامه «ایران ما» به چاپ رسیدند.

💡 خرگوش‌ها کود بسیار پرباری را در زمین فراهم می‌کنند همچنین ادرار این جانور چون سرشار از نیتروژن و برای درخت‌های لیمو بسیار خوب است. شیر خرگوش هم چون سرشار از پروتئین است می‌تواند کاربردهای پزشکی داشته باشد.

💡 جعفریان در زمینهٔ زندگینامه‌نویسی کارنامهٔ پرباری دارد که از جمله می‌توان به مجموعهٔ یک نفر (نشر سروش) و مجموعه نیمهٔ پنهان ماه (نشر روایت فتح) اشاره کرد که در این میان کتاب نیمهٔ پنهان شهید چمران به چاپ بیست و دوم رسیده‌است. او همچنین نویسندهٔ کتاب هفت روایت خصوصی از زندگی سید موسی صدر و کتاب بودن با دوربین (کاوه گلستان: زندگی، آثار و مرگ) است.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز