یک مهه

لغت نامه دهخدا

یک مهه. [ ی ِ م َ هََ / هَِ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز است. این دهستان محدود است از شمال به دهستانهای حومه مسجدسلیمان تل بزان، از خاور به بخش ایذه، از جنوب به بخش هفتگل، از باختر به شهرستان شوشتر. هوای آن کوهستانی گرمسیر است. از 14 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده. جمعیت آن در حدود 5600 تن و قراء مهم آن عبارتند از: گل گیر دوازده امام، چم فراخ، امیرآباد، سبزآباد، تمبیان. آب مصرفی از لوله کشی شرکت نفت و چشمه ها تأمین می گردد. راههای دهستان اتومبیل رو است و ساکنین از طایفه بختیاری هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

نام یکی از دهستانهای بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز از شمال به دهستانهای حوم. مسجد سلیمان از جنوب به بخش هفتگل از باختر به شهرستان شوشتر. کوهستانی گرمسیر. از ۱۴ ده تشکیل شده که ۵۶٠٠ تن سکنه دارد. محصولش غلات است.

جمله سازی با یک مهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوسه یک مهه گرد آمده بودم بر دوست نیمه ای داد و همی خواهم یک نیم دگر

ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
دسته یعنی چه؟
دسته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز