یک روال
مترادفها
قاعده، روش، شیوه، روال
متضادها
بینظمی، آشفتگی
لغت نامه دهخدا
یک روال. [ ی َ / ی ِ رَ ] ( ص مرکب ) یک روش. یک ترتیب. یک نسق.
فرهنگ فارسی
یک روش بیک ترتیب.
جمله سازی با یک روال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در حقیقت، پارلمان از ۱۰ تا ۲۴ سپتامبر در وضعیت تعلیق بودهاست. در زمان تعلیق پارلمان، جانسون گفته بود تعلیق پارلمان یک روال معمول سیاسی است که به دولت اجازه میدهد بر برنامههای قانونگذاری خود متمرکز شود.
💡 ثباتهای پرچمها را می توانند از پشته یا به پشته انتقال داده شوند. این بخشی از کار صرفه جویی و بازگرداندن جزئیات پردازنده است، در صورتی که یک روال مانند یک روال سرویس وقفه که تغییرات آن در ثباتها نباید توسط کد فراخوانی دیده شود. در اینجا دستورالعمل مربوطه وجود دارد:
💡 سنتز برنامه یک نوع اتوماتیک برنامهنویسی است که در آن یک روال از ابتدا و بر اساس ملزومات ریاضیاتی ایجاد شدهاست.
💡 در این گرایش ارادهٔ آزاد (اختیار) نقشی ندارد. براساس سرنوشتباوری تاریخ تنها در یک روال ممکن و از پیش تعیین شده حرکت میکند و کردارها همواره به یک پایان اجتناب ناپذیر و همیشگی میانجامد، از اینرو پذیرش این حتمیّت یا گریزناپذیری از مقاومت در برابر آن مناسبتر است.
💡 شرکت تصمیم گرفت برای افزایش بهرهوری، تمام فرآیندهای اداری و پاسخگویی به مشتریان را طبق یک روال مشخص و استاندارد پیش ببرد.
💡 هر روز صبح، او طبق یک روال همیشگی، ابتدا یک لیوان آب نوشید، سپس به پیادهروی طولانی در پارک رفت و بعد به کار مشغول شد.
💡 اگر قرار است پروژهی تحقیقاتی با موفقیت به پایان برسد، باید تمام مراحل آزمایشگاهی را دقیقاً طبق یک روال علمی و از پیش تعیینشده طی کرد.