یک خوی

لغت نامه دهخدا

یک خوی. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) یک خو. که خوی و منش ثابت دارد. که دارای شخصیتی یکسان و تغییرناپذیر است:
رادمرد و کریم و بی خلل است
راد و یک خوی و یکدل و یکتاست.فرخی.

فرهنگ فارسی

یک خو که خوی و منش ثابت دارد

جمله سازی با یک خوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم از یک خوی خویش گردد نژند هم از نیش یک پشه گیرد گزند

💡 ای بسا بد که ز یک خوی نکو با نکوکار شود همزانو

💡 همه کس به یک خوی و یک خواست نیست ده انگشت مردم به هم راست نیست

💡 وارثی نا بوده یک خوی ترا ای فلک سجده کنان کوی ترا

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز