لغت نامه دهخدا
یک خدا. [ ی َ / ی ِ خ ُ ] ( اِخ ) یک خدای. خدای واحد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به یک خدای شود.
یک خدا. [ ی َ / ی ِ خ ُ ] ( اِخ ) یک خدای. خدای واحد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به یک خدای شود.
خدای خدای واحد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صفات ظاهری سوریا «در آئین هندو سه خورشید خدائی ودائی یعنی سوریا، سوینزی و یرسوت تبدیل به یک خدا و جذب سوریا میشوند.» سوریا در آئین هندو خیرخواه انسان و نماد او صلیب شکستهای است که نشانه بخشندگی است. او را کشنده اهریمنان میدانند. در خصوص صفات ظاهری خدای خورشید اشارات زیادی است و اکثر شمایلها و تصاویر آنان بر اساس تجویز همین متون شکل مییابند.
💡 به نظر میرسد که وی نسبت به واقعی بودن الوهیت خود اطمینان پیدا کرده و نیاز به پذیرش آن توسط دیگران داشته است… شهرهای دیگر لاجرم تبعیت کردند، اما در خود اسپارت فرمان او به طرزی استهزاءآمیز چنین خوانده شد: «از آنجا که اسکندر آرزو دارد یک خدا باشد، بگذارید باشد.»
💡 برای ما فقط یک خدا وجود دارد، یعنی خدای پدر که تمام چیزها را آفریده و ما را نیز بوجود آورده تا از آن او باشیم. همچنین میدانیم که فقط یک سرور و خداوند وجود دارد، یعنی عیسی مسیح، که همه چیز به وسیلهٔ او آفریده شده و حیات ما از اوست.
💡 متون متعارف بودایی آفرینش، وابستگی ضروریات اخلاقی به یک منبع الهی و مسئولیت انسان در قبال اعمال یک خدا (یا بالعکس) را تأیید نکرده و گاه تکذیب میکنند. به همین دلیل آیین بودا به عنوان یک مذهب غیر ایزدگرایانه شناخته میشود. با این وجود همهٔ متون بودایی به وجود (و نه صلاحیت یا توانایی) تعداد بیشماری موجود روحانی معتقدند.
💡 خداکشی کشتن یک خدا است. در اصطلاح معمول این واژه به مصلوب کردن عیسی اطلاق میشود (زیرا مسیحیان اعتقاد دارند که عیسی یک از سه وجه خدا بود.) ولیکن میتواند به هر نوع خدایی اطلاق شود.