یک جایی

مترادف‌ها

جایی، مکانی

متضادها

هیچ جایی

لغت نامه دهخدا

یک جایی. [ ی َ / ی ِ ] ( ق مرکب ) یک جا. کلاً. تماماً. همه را با هم. ( یادداشت مؤلف ).
- یک جایی خریدن؛ یک جا و تمام و کلی خریدن چیزی: آذوقه سال را یک جایی می خرند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

یک جا کلا

دانشنامه عمومی

یک جایی ( به انگلیسی: Somewhere ) فیلمی درام به کارگردانی سوفیا کوپولا محصول سال ۲۰۱۰ آمریکا است. هنرپیشه های فیلم استیون درف و ال فانینگ هستند. این فیلم در سال ۲۰۱۰ برنده شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز شده است.
موضوع این فیلم به زندگی تنهایی آور ستارگان هالیوودی و انتقاد از رفتار هالیوود با بازیگرانش می پردازد.

جمله سازی با یک جایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای دور ز چشم، با دلم یک جایی پیدا بدلی، ز چشم ناپیدایی!

💡 بود سی پاره اجزای تو هر یک جایی این چنین جمع به سعی که چو قرآن شده‌ای؟

💡 من فکر می‌کنم در یک جایی از این روزهای پرمشغله، فراموش کرده‌ام که برای استراحت و بازسازی قوای جسمانی و روحی خود زمانی را اختصاص دهم.

💡 اگر در آینده تصمیم گرفتی به سفرهای دور و دراز بروی، حتماً یک جایی از مسیر را برای تجربه فرهنگ‌های جدید و آشنایی با مردم محلی انتخاب کن.

💡 او همیشه تلاش می‌کند تا در یک جایی از زندگی‌اش، آرامش و سکوت را پیدا کند تا بتواند بر افکار پیچیده و چالش‌های روزمره تمرکز بیشتری داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران