لغت نامه دهخدا
گونه سازی. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) در نقاشی، چهره پردازی و صورت کشیدن باشد. ( از تاریخ عالم آرای عباسی ج 1 ص 176 ).
گونه سازی. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) در نقاشی، چهره پردازی و صورت کشیدن باشد. ( از تاریخ عالم آرای عباسی ج 1 ص 176 ).
چهره سازی، چهره پردازی، نقش کردن صورت.
نقش کردن صورت چهره سازی: اما کسی بهتر از او گونه سازی و چهره پردازی نکرد.
در نقاشی چهره پردازی و صورت کشیدن باشد.
💡 اغلب زنان گونه برجستهتری نسبت به مردان دارند. پروتز گونه میتواند گونههای مردانه را زنانه کند. در پروتز گونه از روش تزریق چربی یا ژل استفاده میشود اما برجسته سازی بدون تزریق چربی و ژل هم عمل گونه سازی استخوان خود فرد هست و گونهای برجسته را به فرد هدیه میدهد