گرم مزاج

لغت نامه دهخدا

گرم مزاج. [ گ َ م ِ ] ( ص مرکب ) شدیدالغضب. تندخوی. عصبانی: رجل ٌ مَابوت؛ مرد گرم مزاج. ( منتهی الارب ). || دارای طبع گرم، مقابل سردمزاج. محرور: مردم گرم مزاج را بخوردن این شراب باآب و گلاب ممزوج کنند. ( نوروزنامه ). شرابی که نه تیره بود و نه تُنُک... مردمان گرم مزاج را زیان دارد. ( نوروزنامه ). و مردم گرم مزاج را زکام و نزله کمتر از آن افتد که مردم سردمزاج را. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

۱ - تند خوی عصبانی. ۲ - آنکه دارای طبعی حاراست محرور مقابل سرد مزاج: مردم گرم مزاج را بخوردن این شراب با آب و گلاب ممزوج کنند...

جمله سازی با گرم مزاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبیعت آن سرد و تر است. مقوی قوای دماغی و قلب، مفرح روح، ملین مزاج، سردردهای گرم مزاج را نیز تسکین می‌دهد. بوعلی سینا نوشته است كه بیدمشک (بهرامج) از نباتات خوشبواست و افشره‌اش ورم‌ها را فرونشاند، شکوفه و بوى برگ آن بادهای متراکم سر را علاجند. اندامان دفعی: شکم را روان کند.

💡 به سوز عنصر نار آن لطیف گرم مزاج که یاد می‌دهد از سینه‌های پر ز شرر

💡 لاله بس گرم مزاج است که با سردی کوه با دلی سوخته در خون جگر می‌گذرد

💡 کسی را که خمار سخت کند، و یا از درد سر رنج باشد نیکست، و مردمان گرم مزاج را شاید،

💡 تو گرم مزاج کرمی وز ره حکمت شاید که به وارد سوی محرور فرستد

حیاط یعنی چه؟
حیاط یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز