گرم روی

لغت نامه دهخدا

گرم روی. [ گ َ رَ ] ( حامص مرکب ) تندروی. سرعت:
گر نفسش گرم روی هم نکرد
یک نفس از گرم روی کم نکرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

تندروی سرعت

جمله سازی با گرم روی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بیابان طل از اثر گرم روی صدف آبله را پر ز شرر یافته ام

💡 شبنم که رسد به مهر از نرم روی است از گرم روی شرر به جایی نرسد

💡 در ره عشق کسی گرم روی داند کرد که باول قدم از هر دو جهان برخیزد

💡 عرفی طلبی جرعهٔ مقصود و نگویی کاین گرم روی بر اثر خوی که دارم

💡 بر من که چو ابر پایم از دامانست گر برق شوم گرم روی بهتانست

💡 تقصیر کجا گنجد در گرم روی عاشق کز آتش عشق او تقصیر همی‌درد

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز