گردون کمان

لغت نامه دهخدا

گردون کمان. [ گ َ ک َ ] ( ص مرکب ) کمان همچون آسمان در خمیدگی. صاحب آنندراج آرد: در صفات پادشاهان مستعمل است:
گر از سیم سیاره و دور گردون
گهی مرگ باشد گهی زندگانی
تو گردون سیاره در دست داری
که سیاره تیری و گردون کمانی.میرمعزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آنکه کمانش در انحنا باسمان ماننده باشد: تو گردون سیاره در دست داری که سیاره تیری و گردون کمانی. ( امیر معزی )

جمله سازی با گردون کمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گردون اگر شود چو خدنگ وی ازکمان از غم خدنگ قامت گردون کمان شود

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز