کامپانی
مترادفها
شرکت، بنگاه
لغت نامه دهخدا
کامپانی. ( اِخ ) ناحیه ای است در جنوب ایتالیا و 4234000 تن سکنه دارد.
فرهنگ فارسی
ناحیه ایست در جنوب ایتالیا
جمله سازی با کامپانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این داستان در سال ۱۹۵۷ نوشته شد و انتشاران اِوان در سال ۱۹۵۸ آن را تحت عنوان آزمایش مرگ (داستان) منتشر نمود. این رمان در سال ۱۹۶۸ با عنوان انتخابی خود آیزاک آسیموف، آزمایش مرگ (داستان) توسط انتشارات واکر اند کامپانی دوباره به چاپ رسید.
💡 این کامپانی بینالمللی با بهرهگیری از تکنولوژیهای روز، توانسته است سهم بزرگی از بازار جهانی محصولات الکترونیکی را به خود اختصاص دهد و رشد کند.
💡 برای کار در این کامپانی معتبر، متقاضیان باید مراحل بسیار سخت آزمونهای ورودی را پشت سر بگذارند و مهارتهای تخصصی خود را ثابت کنند.
💡 مدیریت این کامپانی تصمیم گرفت که بخشی از سود سالانه خود را صرف حمایت از پروژههای زیستمحیطی و حفظ منابع طبیعی کره زمین کند.