تسکان
مترادفها
سکونت، اقامت، استقرار
متضادها
کوچ، جابجایی، کوچروی
لغت نامه دهخدا
تسکان. [ ت ُ ] ( اِخ ) مرکز حکومت و قدرت ایتالیای مرکزی بود و در جنوب فلورانس واقع است و 3267000 تن سکنه دارد و در سال 1860 م. ضمیمه ایتالیا گردید.
فرهنگ فارسی
مرکز حکومت و قدرت ایتالیای مرکزی بود و در جنوب فلورانس واقع است و ۳۲۶۷٠٠٠ تن سکنه دارد و در سال ۱۸۶٠ ضمیمه ایتالیا گردید.
جمله سازی با تسکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرآیند تسکان جمعیت در مناطق مرتفع معمولاً با چالشهای زیادی از جمله دسترسی به آب و امکانات رفاهی و زیرساختهای ضروری زندگی همراه است.
💡 با کشف منابع جدید آب زیرزمینی، امکان تسکان دائمی گروههای جدید در این منطقه خشک و کویری برای اولین بار فراهم شده است.
💡 سیاستهای جدید دولت در زمینه تسکان روستاییان، با هدف جلوگیری از مهاجرت به شهرها و حفظ بافت سنتی مناطق، طراحی و اجرا شده است.