لغت نامه دهخدا
کارع. [رِ ] ( ع ص ) درآینده در آب. ( منتهی الارب ). درآینده ٔدر آب، خواه آب بنوشد و یا ننوشد. ( ناظم الاطباء ).
کارع. [رِ ] ( ع ص ) درآینده در آب. ( منتهی الارب ). درآینده ٔدر آب، خواه آب بنوشد و یا ننوشد. ( ناظم الاطباء ).
در آینده در آب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کتاب سینوهه از زبان وی نوشته شدهاست که توتعنخآمون داماد کوچک آخناتون بودهاست و پس از آنکه آخناتون به دست سینوهه و آمی(آیی) و هورمهب با جام زهر کشته میشود، اسمنخ کارع داماد نخست آخناتون به تخت مینشیند و پس از کشته شدن او توتعنخآمون فرعون مصر میشود و پس از مرگش آیی تاجگذاری میکند. همچنین در کتاب سینوهه آورده شدهاست که اسمنخ کارع به صورت نه چندان اتفاقی طعمهٔ تمساحهای نیل میشود در هنگام ماهیگیری و توتعنخآمون پس از او فرعون میشود در حالی که کودکی خردسال بودهاست. در کتاب سینوهه نیز مرگ توتعنخآمون مرموز و ناشناخته معرفی میشود.