لغت نامه دهخدا
چرخستانه.[ چ َ خ ِ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سیلاخور بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که در 49هزارگزی شمال باختری الیگودرز و 10هزارگزی باختر راه آهن درود به اراک واقع است. جلگه و معتدل است و 509 تن سکنه دارد. آبش از چاه و قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان جاجیم بافی و قالی بافی و راهش اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
چرخستانه. [ چ َ خ ِ ن َ / ن ِ ]( اِخ ) دهی از دهستان مال اسد بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد که در 5هزارگزی خاور چقلوندی و 4هزارگزی جنوب خاوری راه چقلوندی به بروجرد واقعست. تپه ماهور، سردسیر و مالاریائی است و 90 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ها، محصولش غلات، صیفی و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان فرش بافی و سیاه چادربافی و راهش مالرو است. ساکنین محل از طایفه مال اسد بوده درساختمان و چادر ساکن اند و برای تعلیف احشام، زمستان به قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).