چرخ دار

لغت نامه دهخدا

چرخ دار. [ چ َ ] ( نف مرکب ) بمعنی کماندار است. ( آنندراج ). دارنده کمان. آنکس که با کمان تیراندازی کند:
ز شه برجی قضا را چرخداری
ملک را دید در میدان برابر.حکیم ازرقی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

به معنی کماندار است ٠ دارنده کمان ٠

جمله سازی با چرخ دار

💡 جو یکی از همسایگان و دوستان خانواده گریفن است که مهمترین ویژگی وی معلول بودن از دو پا است و همیشه در تمامی قسمت های سریال بر روی صندلی چرخ دار نشسته است.جو همچنین در اداره پلیس مشغول به کار است و همیشه به این معتقد است که ناتوانی اش مشکلی در شغلش ایجاد نمی‌کند.

💡 در دنیای باستان، ریاضیات به صورت علم اعداد مفهومی نداشت اما در ساختمان های ویران شده، تآسیسات آبی، ابزارها و وسایل، نقش علم ریاضیات مجسم و قابل لمس است،به عنوان مثال در ساخت و بنای کاخهای عصر هخامنشی،راه شاهی،نقشه برداری و وسایلی مانند کشتی،ارابه های چرخ دار و.... استفاده ایرانیان از قواعد ریاضی کاملا هویداست.

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز