چرخ تیز

لغت نامه دهخدا

چرخ تیز. [ چ َ خ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در اصطلاح ورزشکاران، چرخ زدن با یک پای تمام و نوک پای دیگر اما زیاد چرخ زدن. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

در اصطلاح ورزشکاران چرخ زدن با یک پای تمام و نوک پای دیگر اما زیاد چرخ زدن ٠

جمله سازی با چرخ تیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخت کندم کرد چرخ تیز گرد چون توان با سرکشی آویز کرد

💡 زانکه این چرخ تیز گرد کبود هرکه را تیغ کند خود بنمود

💡 برخیز که تیغ چرخ تیز است با ما و تو بر سر ستیز است

💡 تا چرخ تیز دور ز دوران نیارمد باید که از دعای شهنشه نیارمی

💡 شرف چرخ تیز گرد او بود در حدیث و حدید مرد او بود

💡 تا از فلک بتابد اجرام مستنیر تا چرخ تیز گرد کند بر مدر مدار