پزشک یار

مترادف‌ها

دستیار پزشک، پرستار

فرهنگ معین

( ~. )(اِمر. ) کسی که در بیمارستان ها و یا مطب دستورهای پزشک را برای معالجه و بهبود مریض اجرا می کند.

فرهنگ عمید

کسی که در بیمارستان دستورهای پزشک را دربارۀ بیماران اجرا می کند، کمک پزشک، معین طبیب.

جمله سازی با پزشک یار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در زمان رضاشاه برای بار اول بهداری تأسیس کردند که آقای نادری به عنوان اولین پزشک و آقای نجاتی به عنوان پزشک یار به کار مشغول شدند. شهرداری جویبار برای اولین بار در سال ۱۳۴۰ با انتخاب شهردار از سوی استاندار مازندران شروع به فعالیت نمود.

💡 در بخش‌های اورژانس بیمارستان، نقش پزشک یار برای آماده‌سازی تجهیزات و کمک به کادر درمان در مواقع بحرانی بسیار پررنگ و تعیین‌کننده است.

💡 آموزش‌های تخصصی برای پزشک یار در مراکز درمانی مدرن، به گونه‌ای طراحی شده است که بتواند با دقت بالایی در فرآیند درمان مشارکت کند.

💡 بسیاری از فعالیت‌های روزمره در کلینیک‌های خصوصی توسط پزشک یار انجام می‌شود تا پزشک اصلی بتواند تمام تمرکز خود را بر جراحی‌ها بگذارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران