لغت نامه دهخدا
پرنمک. [ پ ُ ن َ م َ ] ( ص مرکب ) که نمک بسیار دارد. شور. || ملیح ( آدمی ).
پرنمک. [ پ ُ ن َ م َ ] ( ص مرکب ) که نمک بسیار دارد. شور. || ملیح ( آدمی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عیش گیتی پر نمک و شور و شر است کیفیت از این شراب جستن غلط است
💡 عجب شیرین حدیثی پر نمک بود نبود از انس و جن گویا ملک بود
💡 لب تو در دلم آمد بپرس هم زان لب که پر نمک تر ازان هیچ دلی کبابی هست؟
💡 عیش گیتی پر نمک شور و شر است کیفیت از این شراب جستن غلط است
💡 دل ریش شد هنوز جفا میکنی بر او ای پر نمک دلم همه بر ریش کردهای
💡 وآنگه از پستهٔ تو این دل شور آورده با جگر پر نمک انگشت به دندان دارد