لغت نامه دهخدا
پرحلل.[ پ ُ ح ُ ل َ ] ( ص مرکب ) پرزینت. پرزیور:
ظاهرش چون گور کافر پرحلل
واندرون قهر خدا عزّ و جل.
پرحلل.[ پ ُ ح ُ ل َ ] ( ص مرکب ) پرزینت. پرزیور:
ظاهرش چون گور کافر پرحلل
واندرون قهر خدا عزّ و جل.
( صفت ) پر زیور پر زینت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «ظاهرت، چون گور کافر پر حلل وز درون، قهر خدا عز و جل
💡 ظاهرت چون گور کافر پر حلل و اندرون قهر خدا عزوجل
💡 از آن خورشید صحرا پر حلل شد وزین خورشید دولت بی خلل شد