پتویی
مترادفها
پتو، روانداز
فرهنگستان زبان و ادب
{pannose} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی سطحی با ظاهر یا بافتی شبیه به نمد یا پارچۀ پشمی
ویکی واژه
ویژگی سطحی با ظاهر یا بافتی شبیه به نمد یا پارچۀ پشمی.
جمله سازی با پتویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تیموتی ای دی (متولد ١ می ١٩٧٩) بازیگر آمریکایی است که بیشتر به خاطر صدا پیشگی کاراکتر پتویی در انیمیشن توستر کوچولوی شجاع شناخته می شود.
💡 برای مقابله با سرمای شدید شبهای زمستان در کوهستان، حتماً باید یک پتویی ضخیم و با کیفیت بالا همراه خود داشته باشید تا از سرما در امان بمانید.
💡 او در حالی که زیر یک پتویی پشمی و نرم در گوشهای از اتاق نشسته بود، با دقت تمام کتاب داستان مورد علاقهاش را مطالعه میکرد.
💡 فروشگاههای لوازم خانگی امسال مجموعهای از انواع پتوییهای نخی و الیاف مصنوعی را با تخفیفهای ویژه برای مشتریان خود عرضه کردهاند.