پارو زن
مترادفها
قایقران
لغت نامه دهخدا
پاروزن. [ زَ ] ( نف مرکب ) در قایق و مانند آن کسی که با پارو آب رود یا دریا بشوراند و بشکافد تا قایق روان شود.
فرهنگ عمید
کسی که در قایق پارویی پارو می زند و قایق را می راند.
فرهنگ فارسی
(اسم صفت ) کسی که با پارو قایق را بحرکت در آورد پارو زننده.
در قایق و مانند آن کسی که با پارو آب رود یا دریا بشوراند و بشکافد تا قایق روان شود
جمله سازی با پارو زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترایریم همچنین گاهی برای اشاره به گالیهای قرون وسطی و مدرن اولیه که دارای سه صف پارو زن در هر طرف بودند به کار میرود.
💡 برای قرنها، حرکت کشتیهای بزرگ در مدیترانه توسط بردگان پارو زن کشتی که توسط تجار برده آفریقای شمالی و حکومت عثمانی تأمین میشد.