لغت نامه دهخدا
مراقد. [ م َ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مرقد. ( از دستور الاخوان ). رجوع به مَرقَد شود: دیده حقود حسود از ملاحظات جمال حضرتش در مراقد غفلت تا صبح قیامت غنوده. ( مرزبان نامه، از فرهنگ فارسی معین ).
مراقد. [ م َ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مرقد. ( از دستور الاخوان ). رجوع به مَرقَد شود: دیده حقود حسود از ملاحظات جمال حضرتش در مراقد غفلت تا صبح قیامت غنوده. ( مرزبان نامه، از فرهنگ فارسی معین ).
(مَ قِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مرقد.
= مرقد
جمع مرقد
( اسم ) جمع مرقد:.... و دید. حقود حسود از ملاحظت قیامت غنوده.....
جِ مرقد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسجد کاظمیه در بخش شمال غربی بغداد (در کاظمین) از مهمترین ساختمانهای مذهبی شیعیان بهشمار میآید. بنای این مسجد در سال ۱۵۱۵ به اتمام رسیدهاست و آرامگاههای امام هفتم (ابوالحسن موسی الکاظم) و نهم (ابوجعفر محمد الجواد) شیعه در این مکان قرار دارد. همچنین ۱۹ مکان تاریخی و زیارتی در بغداد وجود دارد. مراقد نواب اربعه و قبر شیخ کلینی و مرقد اسماعیل بن موسی بن جعفر و مسجد براثا و زندان موسی کاظم و آرامگاه قنبر علی و مرقد سید ادریس از نوادگان موسی کاظم جز اینها قرار دارد.