مالینی

لغت نامه دهخدا

مالینی. [ ] ( ص نسبی ) منسوب است به مالین که نام قریه های مجتمع است به دو فرسنگی هرات. ( از انساب سمعانی ). و رجوع به مالین شود.
مالینی. [ ] ( ص نسبی ) منسوب است به مالین که از قرای باخرز است. ( از انساب سمعانی ).
مالینی. ( اِخ ) رجوع به ابوسعید مالینی شود.

جمله سازی با مالینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مگر آنار می‌گفت و اللّه اهعلم. و گفت کی احمد چشتی گفت: که با حامد دوستان در مرو بر دکان نشسته، و وقتی گفت: که چشتی گفت: که بوسعید مالینی گفت» وی بر دکان نشسته بود. سقاء بیامد، آب فراوی داد، ساعتی آب در دست نگاه داشت سقاء گفت ای شیخ! چرا نمی‌خوری؟ گفت: مگسی آب می‌خورد، صبر می‌کردم، تا وی آب خورد، که دوستان او بزحمت چیزی نخورند.

💡 شیخ الاسلام گفت: که حشمت چیزیست میان هیبت و وحشت که صحبت قدیم شود وحشت برخیزد، هیبت بماند. و شیخ الاسلام بوسعد مالینی دیده بود اما نشناخته بود که طفل بود و کسی تعریف نکرده بود.

💡 پدرش درمندرا و مادرش پرکاش کاور است. او دارای برادری به نام سانی دئول و دو خواهر به نام‌های ویجیتا و آجیتا هست که در کالیفرنیا سکونت دارند. مادر ناتنی او هما مالینی و خواهران ناتنی او ایشا دئول و اهانا دئول هستند. پسر عموی او آبهای دئول هم بازیگر است.

💡 شیخ الاسلام گفت: که بوسعد مالینی گوید که حصری ٭ گفت، که با حفص شقاق گفت، که بوتراب نخشبی٭ گفت، کی بایزد بسطامی را گفتم: که قرب و بعد چیست؟ گفت: قرب بعد است و بعد خود چون نام خویش است. تامل دهشت است و معرفت حیرت.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز