لغت نامه دهخدا
پیش قراول. [ ق َ وُ ] ( اِ مرکب ) پیشرو لشکر. مقدمةالجیش. آن حصه از لشکر پیاده یا سواره که جلو حرکت میکند. طلیعه. چرخچی. مقدمه. پیشرو.
پیش قراول. [ ق َ وُ ] ( اِ مرکب ) پیشرو لشکر. مقدمةالجیش. آن حصه از لشکر پیاده یا سواره که جلو حرکت میکند. طلیعه. چرخچی. مقدمه. پیشرو.
(قَ وُ ) [ فا - تر. ] (اِ. ) ۱ - سربازی که پیش از دیگران برای دیده بانی و نگهبانی حرکت می کند. ۲ - جلودار.
۱. سربازی که جلوتر از سایر سربازان برای نگهبانی یا دیده بانی حرکت کند.
۲. سربازی که جلوتر از سایر سربازان به سرزمین دشمن وارد شود.
۳. پیشرو لشکر.
( اسم ) ۱- سربازی که در مقدم. گروهی از سپاهیان برای مراقبت حرکت کند دیده ور. ۲- جلودار. ۳- کسی که در امری پیشقدم است پیش آهنگ.
سربازی که جلوترازسایرسربازان برای نگهبانی، یادیده بانی حرکت کند، پیشرولشکر
پیش قَراوُل
(یا: طلیعه؛ مقدمه؛ پیشرو؛ طلایه) از اصطلاحات نظامی دورۀ قاجار. فرد یا گروهی نظامی که، سواره یا پیاده، پیشاپیش سپاه حرکت می کند و وظیفۀ آن شناسایی موقعیت و شمار قوای دشمن برای حفاظت از نیروهای خودی است. نیز ← قراول
سربازی که پیش از دیگران برای دیده بانی و نگهبانی حرکت میکند.
جلودار.
💡 بنیانگذار این دودمان، «باراتاکاچیبائیدزه» شخصیتی برجسته در سیاست گرجستان در آغاز سده پانزدهم میلادی (قرن نهم هـ. ق) به حساب میآمد. اولاد او که در منطقه کارتلی جنوبی در شرق گرجستان بر سه ناحیه اَلگِتی،کُتسیا و مَشاوِری فرمانروائی میکردند، به پشتوانه املاک موروثی خود، نه تنها مناصب مهمی چون فرماندهی سپاه سومخیت ـ سابراتینو که معروف به لشکر پیش قراول بود را در دربار پادشاه کارتلی در اختیار داشتند، بلکه در سراسر سدههای هفدهم و هجدهم میلادی (یازدهم تا سیزدهم هـ.ق) صاحب چندین منصب اعطائی دیگر از قبیل خزانهداریکل، دیوانبیگیگری، و فرماندهی جنگ در دربار کارتلی بودند.