لغت نامه دهخدا
های ها. ( اِ صوت ) های های. هایاهای. شور و غوغای ماتم زدگان. صدای گریه مصیبت زدگان و واقعه دیدگان:
های و هوئی میرسد امشب به گوش هوش باز
همنشین از گریه پرهای ها معذور دار.میرزامؤمن استرابادی ( از آنندراج ).
های ها. ( اِ صوت ) های های. هایاهای. شور و غوغای ماتم زدگان. صدای گریه مصیبت زدگان و واقعه دیدگان:
های و هوئی میرسد امشب به گوش هوش باز
همنشین از گریه پرهای ها معذور دار.میرزامؤمن استرابادی ( از آنندراج ).
(اسم ) ۱- هیاهو شوروغوغا. ۲- فریاد ونال. ماتم زدگان: (( های وهویی میرسد امشب بگوش هوش باز همنشین ازگری. پرهای هامعذوردار. ) ) ( مومن استرابادی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یاری غزل بخواند، حالش دگر نه داند لیکن ز در براندی، هی هوی های ها ها
💡 اسرار کس نداند، این های هوی هی را واقف کسی نگردد هی هوی های ها ها
💡 من من مگو تو من من، هی هوی گویی ها ها ها ها و های هی هی، هُو های های ها ها
💡 دانی تو درد دل را، جز تو کسی نداند جز تو به کس نگویم، هی هوی های ها ها
💡 شوق دلم نداند، هی هی چه چاره سازم از خود چرا براندی، هی هوی های ها ها