نیاگان
مترادفها
اجداد، پیشینیان، گذشتگان
متضادها
نوادگان، فرزندان
لغت نامه دهخدا
نیاگان. ( اِ ) نیاکان. رجوع به نیاکان شود.
فرهنگ عمید
= نیاکان
دانشنامه عمومی
شهر نیاگان ( به روسی: Нягань ) در کشور روسیه و در اوکروگ خانتی - مانسی اوتونوموس واقع شده است.
جمله سازی با نیاگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه رای و نه آیین بد داشتیم که راه نیاگان خود داشتیم
💡 چو از دور دیدش زبان برگشاد ز کین نیاگان همی کرد یاد
💡 که جمشیدیان را نیاگان ما گزیده جهاندار پاکان ما
💡 من یکی کُردزاده لشگریام کز نیاگان خویش گوهریام
💡 فریدون بیاورد و برد و بکشت به کین نیاگان به زخم درشت
💡 که بود از نیاگان ما زیر دست همه شاه بودند و یزدان پرست